همین جوری - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 15:40
راز عاشقی صفحه اصلی| عناوین مطالب| تماس با من| قالب وبلاگ مذهبی| پروفایل منو وبلاگ صفحه اصلی پروفایل من بیاتو اسکین قالب مذهبی آخرین مطالب همین جوری الا کلنگ سال نو موبارک *1404* .... زمین گرد صدایم کن .... شکر نعمت ، نعمت ات افزون کند.... گذرد سال نو مبارک*1402* طراح قالب قالب مذهبی همین جوری عجب د...
سال نو مبارک*1402* - تاریخ: 1404/9/25 ساعت: 17:26
سال نو مبارک*1402* سال نو مبارک تاريخ : یکشنبه ششم فروردین ۱۴۰۲ | 13:49 | نویسنده : طاها |
صدایم کن .... - تاریخ: 1404/9/25 ساعت: 17:26
صدایم کن .... تاريخ : دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۲ | 11:48 | نویسنده : طاها |
.... - تاریخ: 1404/9/25 ساعت: 17:26
.... تاريخ : دوشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۳ | 10:49 | نویسنده : طاها |
سال نو موبارک *1404* - تاریخ: 1404/9/25 ساعت: 17:26
سال  نو موبارک *1404* یکی از معانی فصل بهار ....اینکه شرایط سخت همیشگی نیست.... جانم بهاری تازه میخواهدچنان مرده ست ،دل ما زندگانی تازه میخواهدکی شود چشم ما روشن بر جمال یار همچنان چراغ امید روشن، چشم ما همچنان بیدار جانم بهاری تازه میخواهد ....ع.طاها تاريخ : پنجشنبه سی ام اسفند ۱۴۰۳ | 15:28 | نویسن...
الا کلنگ - تاریخ: 1404/9/25 ساعت: 17:26
الا کلنگ تاريخ : شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۴ | 11:40 | نویسنده : طاها |
زمین گرد - تاریخ: 1403/4/18 ساعت: 17:54
مرد فقیری بود که همسرش کره میساخت و او آن را به یکی از بقالیهای شهر میفروخت، آن زن کرهها را به صورت دایرههای یک کیلویی میساخت. مرد آن را به یکی از بقالیهای شهر میفروخت و در مقابل مایحتاج خانه را میخرید.روزی مرد بقال به اندازه کرهها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامی که آنها را وزن کرد، اندا...
- تاریخ: 1403/1/19 ساعت: 13:13
این غافله عمر عجب میگذرد ....دریاب دریاب که با طرب میگذرد....اخر زندگی هیچ بر این هیچ اینگونه مپیچ....مشکن دل حسرت مخوربه شادکامی گذران عمر که میگذرد....سال 1403 بر همه مبارکAdblock test (Why?)
شکر نعمت ، نعمت ات افزون کند.... - تاریخ: 1402/7/27 ساعت: 11:57
«داستان شکر نعمت'>نعمت»روزی مهندس ساختمانی، از طبقه ششم می خواهد که با یکی از کارگرانش حرف بزند، خیلی او را صدا می زند اما به خاطر شلوغی و سر و صدا، کارگر متوجه نمی شود. به ناچار مهندس، یک اسکناس ۱۰دلاری به پایین می اندازد تا بلکه کارگر بالا را نگاه کند، کارگر ۱۰دلار را برمیدارد و توی جیبش می گذارد ...
گذرد - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 22:26
عجب این عمر گران میگذرد.... دریاب، دریاب که چه با طرب میگذرد
فقیر - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 1:42
روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را بـه ده برد تا بـه او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند.ان دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد:عالی بود پدر! پدر پرسید آیا بـه زندگ...
حکایت خیلیا..... - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 11:08
 در يكى از جنگها، عدهاى را اسير كردند و نزد شاه آوردند. شاه فرمان داد تا يكى از اسيران را اعدام كنند. اسير كه از زندگى نااميد شده بود، خشمگين شد و شاه را مورد سرزنش و دشنام خود قرار داد كه گفته اند: هر كه دست از جان بشويد، هر چه در دل دارد بگويد.  وقت ضرورت چو نماند گريزدست بگيرد سر شمشير تيزمنبع:ht...
قدرت خواستن - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 11:08
شازده کوچولو پرسید: کی اوضاع بهتر میشه؟ روباه گفت: از وقتیکه بفهمی همهچیز به خودت بستگی داره.
مادر دروغ گو....! - تاریخ: 1399/8/20 ساعت: 4:26
مادر دروغ گومادر پسر هشت سالهای فوت کرد و پدرش با زن دیگری ازدواج کرد. یک روز پدرش از او پرسید: «پسرم به نظرت فرق بین مادر اولی و مادر جدید چیست؟»پسر با معصومیت جواب داد: «مادر اولیام دروغگو بود اما
دعا - تاریخ: 1399/8/20 ساعت: 4:26
آیا دعا خدا را به ما نزدیک می کندکارآموزی، پس از یک مراسم طولانی و خستهکننده دعای صبحگاهی در صومعه، از پدر روحانی پرسید: «آیا همه این نیایشها که به ما یاد میدهید، خدا را به ما نزدیک میکند؟»پدر گفت
خواسته خدا از انسان - تاریخ: 1399/8/20 ساعت: 4:26
خدا وند از انسان چه می خواهدشبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود. در همین حال مدتی گذشت تا آنکه استاد خود را بالای سرش دید که با تعجب و حیرت او را نظاره می کرد.استاد پرسید: «برای چ
سال نو مبارک!1399 - تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 2:52
بسم الله الرحمن الرحیم یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللّ
شعر خودم - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 14:16
روزگاری ما هم روزگاری داشتم با همدلان ماهم قراری داشتیم گرچه آن قرار ها همچنان پا برجا ولی افسوس نیستند همدلان آنجا
نیکی کردن - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:13
تو نیکی میکن در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد بازپسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت هزینه تحصیل خود را به دست میآورد، روزی دچار تنگدستی و گرسنگی شد. او فقط یک سکه ناقابل در
یک کلمه برای متحول شدن - تاریخ: 1398/8/30 ساعت: 19:06
کلمه ای که پرویز پرستویی را شاگر زرنگ کلاس کرد....کلاﺱ ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، شیراز ﺑﻮﺩﻡ ﺳﺎﻝ ١٣٤� ، اواسط ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ اصفهان. یک ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ. ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، لهجه غلیظ ترکی قشقایی، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ. ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑ

برچسب‌های مرتبط

کوروش کبیر | کوروش کبیر فیلم | دوستی با خدا | دوستی با خداوند | دوستی با خدا و اهل بیت | هفتاد سال عبادت یک شب به باد میره | هفتاد سال عبادت یک شب به باد میره دانلود | هفتاد سال عبادت يك شب به باد ميره | تبریک شب یلدا | تبریک تولد