گفت دانايي که: گرگي خيره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!...هر که گرگش را در اندازد به خاکرفته رفته مي شود انسان پاکوآن که با گرگش مدارا مي کندخلق و خوي گرگ پيدا مي کند در جواني جان گرگت را بگير!واي اگر اين گرگ گردد با تو پيرروز پيري، گر که باشي هم چو شيرناتواني در مصاف گرگ پيرمردمان گر يکدگر را مي درندگرگ هاشان رهنما و رهبرند...وآن ستمکاران که با هم محرم اندگرگ هاشان آشنايان هم اندگرگ ها همراه و انسان ها غريببا که بايد گفت اين حال عجيب؟ فریدون مشیری
برچسب: فریدون مشیری ویکی پدیا,فریدون مشیری,فریدون مشیری کوچه,فریدون مشیری گرگ,فریدون مشیری عاشقانه,فریدون مشیری شعر گرگ,فریدون مشیری شعر,فریدون مشیری ریشه در خاک,فریدون مشیری بهار,فریدون مشیری عاشقم,
نویسنده: بهار رنجبر
تاريخ: جمعه
26 شهريور
1395 ساعت: 10:06