راز عاشقی

متن مرتبط با «امان ز لحظه غفلت» در سایت راز عاشقی نوشته شده است

زمین گرد

  • نیلوبلاگ

    مرد فقیری بود که همسرش کره میساخت و او آن را به یکی از بقالیهای شهر میفروخت، آن زن کرهها را به صورت دایرههای یک کیلویی میساخت. مرد آن را به یکی از بقالیهای شهر میفروخت و در مقابل مایحتاج خانه را میخرید.روزی مرد بقال به اندازه کرهها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامی که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانی شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمیخرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من می فروختی در حالی که وزن آن ۹۰۰ گرم است.مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما وزنه ترازو نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار میدادیم. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شکر نعمت ، نعمت ات افزون کند....

  • نیلوبلاگ

    «داستان شکر نعمت'>نعمت»روزی مهندس ساختمانی، از طبقه ششم می خواهد که با یکی از کارگرانش حرف بزند، خیلی او را صدا می زند اما به خاطر شلوغی و سر و صدا، کارگر متوجه نمی شود. به ناچار مهندس، یک اسکناس ۱۰دلاری به پایین می اندازد تا بلکه کارگر بالا را نگاه کند، کارگر ۱۰دلار را برمیدارد و توی جیبش می گذارد و بدون اینکه بالا را نگاه کند مشغول کارش می شود.بار دوم مهندس ۵۰دلار می فرستد پایین و دوباره کارگر بدون اینکه بالا را نگاه کند پول را در جیبش می گذارد، بار سوم مهندس سنگ کوچکی را می اندازد پایین و سنگ به سر کارگر برخورد می کند. در این لحظه کارگر سرش را بلند میکند و بالا را نگاه میکند و مهندس کارش را به او میگوید.این داستان همان داستان زندگی انسان است. خدای مهربان همیشه نعمتها را برای ما می فرستد ا...

    ادامه مطلب
  • خواسته خدا از انسان

  • نیلوبلاگ

    خدا وند از انسان چه می خواهدشبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود. در همین حال مدتی گذشت تا آنکه استاد خود را بالای سرش دید که با تعجب و حیرت او را نظاره می کرد.استاد پرسید: «برای چ...

    ادامه مطلب
  • لحظه ی با سخن

  • نیلوبلاگ

    تمام سپاسم از آن کسیست که به من نیازی نداشت اما فراموشم نکرد هیچگاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمیداند گریان مکن قلبت را خالی نگهدار و اگر روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن ف...

    ادامه مطلب
  • شاید غائب ما از غیبت خود رخ بنماید شاید

  • نیلوبلاگ

    مربوط به مربوط به شاید حرف حرف این جمعه شود وعده روز وصال مربوط به مربوط به شاید حرف حرف شادشود دل منتظران به نور دیده یار مربوط به مربوط به شاید حرف حرف این واژه ها همه تفسیر آمدن تو باشد در توان من در مانده همین قدر است عزیز زهرا یک صلوات نذر تو کردم محیا شود وقت ظهورت جانا...

    ادامه مطلب
  • آیا دعا خدا را به ما نزدیک میکند

  • نیلوبلاگ

    آیا دعا خدا را به ما مربوط به نزدیک حرف می کند کارآموزی، پس از یک مراسم طولانی و خستهکننده دعای صبحگاهی در صومعه، از پدر روحانی پرسید: «آیا همه این نیایشها که به ما یاد میدهید، خدا را به ما مربوط به نزدیک حرف میکند؟» پد...

    ادامه مطلب
  • بهشت و دوزخ....

  • نیلوبلاگ

    برگرفته از کتاب داستان دوشیزه پریم و شیطان حکایت مرد و اسب و سگ مردی با اسب و سگش در جادهای راه میرفتند. هنگام عبور از کنار درخت عظیمی، صاعقهای فرود آمد و آنها را کشت. اما مرد نفهمید که دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. پیادهروی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق میریختند و به شدت تشنه بودند. در یک پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند که به میدانی با سنگفرش طلا باز میشد و در وسط آن چشمهای بود که آب زلالی از آن جاری بود. رهگذر رو به مرد نگهبان کرد: «روز به خیر، اینجا کجاست که اینقدر قشنگ است؟» نگهبان گفت: «روز به خیر، اینجا بهشت است.» رهگذر گفت:...

    ادامه مطلب
  • نماز کلید بهشت است

  • نیلوبلاگ

    فرشتگان در حال خواندن اسامی جهنمیان بودند...که ناگهان نامش خوانده شد..."چگونه می توانند مرا به جهنم ببرند؟دو فرشته او را گرفتند و به سوی جهنم بردند...او تمام اعمال خوبی که انجام داده بود،را فریاد می زد...نیکی به پدرش و مادرش،روزه هایش،نمازهایش،خواندن قرآنش و...التماس میکرد ولی بی فایده بود.او را به...

    ادامه مطلب
  • چند واقعیت از واقعیت های دنیا....!

  • توبه کفن دزد....!

  • نیلوبلاگ

    توبه بهلول نباش ( کفن دزد )روزی معاذ بن جبل ، گریان خدمت رسول خدا آمد و سلام کرد . حضرت بعد از جواب سلام فرمودند : ای معاذ ! چرا گریانی ؟ عرض کرد : یا رسول الله ! جوانی خوش سیما پشت در است و مانند مادری که در عزای طفل مرده اش می گرید ، بر جوانی اش گریه می کند و می خواهد خدمت شما برسد.پیامبر فرمودند ...

    ادامه مطلب
  • کلامی از خدا...

  • نیلوبلاگ

    از طرف خدا.... عالم ز برایت آفریدم گله کردی از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی گفتم که ملائک همه سرباز تو باشندصد ناز بکردی و خریدم، گله کردی جان و دل و فطرتی فراتر ز تصوراز هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردی گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم بر بخشش بی منت من هم گله کردیبا این که گنه کاری و...

    ادامه مطلب
  • غرور عبادت سوز

  • نیلوبلاگ

    غرور عبادت سوز روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى میگذشت. در راه به عبادتu200fگاهى رسید كه عابدى در آنu200fجا زندگى مىu200fكرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانى كه به كارهاى زشت و ناروا مشهور بود از آنu200fجا گذشت. وقتى چشمش به حضرت عیسى (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند و همانu200fجا ایستاد و گفت: خدایا من از كردار زشت خویش شرمندهu200fام. اكنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش كند، چه كنم؟ خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر. مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند كرد و گفت: خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناهu200fكار محشور مكن. در این هنگام خداى برترین به پیامبرش وحى فرمود كه به این عابد بگو: ما دعایت را مستجاب كردیم و تو را با این جوان محشور نمىu200fكنیم...

    ادامه مطلب
  • امان ز غفلت ...

  • نیلوبلاگ

    و شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زیبا جلوه داد تا اینکه به گناه الوده شدند و گمان بردند اعمال و رفتارشان حق است و در گناه اسراف ورزیدند و گمراه شدند ای کسانی که گمان میبرید چون گناه میکنید و برای بدست اوردن لذت دنیا و خوشی ها حرام و حلال را رعایت نمیکنیدو دست بر هر کاری میزنید بدانید که شیطان اعمال زشت شما را در نظرتان زیبا و درست جلوه داده تا گمراه کند و بدترین عذاب خداوند ان است که بنده در عالم غفلت زندگی کند و از دنیا برود . شیطان دشمن شماست دشمن اشکار شما بس ای بندگان من دشمن را دوست ندانید .... این بی بند و باری ها و بد حجابی ها و دروغ ها و تهمت ها و حق خوردن هاو ظلم و زور گوی ها و تظاهر به ایمان داشتن به خدا و این بی نمازی ها و این شکم پرستی ها و این غفلت ها و این سخن گفتن در باره خد...

    ادامه مطلب
  • سلام بر تو ای فرزند رسول خدا سلام بر تو ای شهید مظلوم کربلا

  • و این نیز میگذرد...

  • فردای من همین امروز من دیروزاست

  • برچسب‌های مرتبط

    امان ز لحظه غفلت | امان ز لحظه غفلت که شاهدم هستی | امان ز لحظه ی غفلت که شاهدم هستی | سلام بر تو ای رازی | سلام بر تو ای دوست | سلام بر تو | سلام بر تو اي رازي | سلام بر تو رازی | سلام بر تو ای بانوی پاکدامن | سلام بر تو ای